مثه عصر پائيزی رنگ و رومون
واسه خيليا خاطره س آرزومون(sm172)
نمایش نسخه قابل چاپ
مثه عصر پائيزی رنگ و رومون
واسه خيليا خاطره س آرزومون(sm172)
نمیتونم نمیتونم عزیزم ، خطر های تو رو دور بزیزمنقل قول:
نوشته اصلی توسط M.GCH [فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
ما گذشتیم و گذشت،آنچه تو ا ما کردی...
تو بمان و دگران؛وای به حال دگران...
نیامدی ـو سال ها نظر به جاده دوختم ، بیا ببین که بی تو من چه عاشقانه سوختم ...
مگه میشه باشی و تنها بمونم
محاله بزاری...محاله بتونم...(sm74)
من از لب تو منتظر یه حرف تازه ـم... تا قشنگ ترین قصه ی عالم رو بسازم...
مگه میشه ماهی ها رو بذاریم تو حسرت آب
یا شب قشنگ عاشق بمونه بی نور مهتاب
من اگه خدا بودم من اگه خدا بودم شهر بم هرگز نمی لرزید
نیمه شب اون غنچه ی نوزاد از نگاه مرگ نمی ترسید
دل دیوونه ای دل ای بی نشونه ای دل
ندونستی زمونه نا مهربونه ای دل
یار قشنگ دلم بیا که تنگه دلم
تا کی با دلتنگی باید بجنگه دلم