تو میدونی تنهاترین تنهای این زمونه
دل منه که روز و شب به عشق تو اسیره
نمایش نسخه قابل چاپ
تو میدونی تنهاترین تنهای این زمونه
دل منه که روز و شب به عشق تو اسیره
هنوز امیدوارم که تو برگردی به این خونه
به شوق دیدنت خونه تا برگردی چراغونه
همه تنهاییامون مال هم بود مال هم بود
هر چی با همدیگه بودیم واسه من خیلی کم بود(sm172)
دارا یقینا حالا داناتره
حال و روزش از منو تو بهتره
دلم واسه سارای بیچاره سوخت
وقتی دیدن چادر سیاه رو سرش
شبای شهر عاشق بی ستارن
ستاره مال شهر دیگرونه
هنوز تو این هیاهو توی این بغض شبونه
من و گنجشک های خونه دیدنت عادتمونه
هی بازیگر گریه نکن ما همه ـمون بازیگریم... صُبا که از خواب پامیشیم نقاب به صورت میزنیم...نقل قول:
نوشته اصلی توسط MrCrow [فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
من ، خالی از عاطفه و خشمنقل قول:
نوشته اصلی توسط pirana [فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
خالی از خویشی و غربت
گیج و مبهوت بین بودن و نبودن
به نظرت میشه من اینو نگفته باشم؟ صبر کن یه ن تکراری بدم بهت(sm59)نقل قول:
نوشته اصلی توسط MrCrow [فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
نفس نفس تو سینه ام عطر نفس های شماست... اگر که قابل بدونید خونه ی دل جای شماست...
تو مث قصه عشقی
شادی روح بهاری
گل شوق بوسه ها رو
رو لبای من می کاری