(sm50)
نمایش نسخه قابل چاپ
(sm50)
منتظر پاسخ الی باش فردا ..نقل قول:
نوشته اصلی توسط A M I R [فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
@[فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
نفســــــم در نمیاد دل من تورو میخواد
(sm50)
ﻓﺼﻞ ﭘﺎﻳﻴﺰی ﻣﻦ ﻛﻪ ﻣﻴﺮﺳﻪ
ﻓﺼﻞ اﻧـﺪوه ﺳﻔﺮ ﺳﺮﻣﻴﺮﺳﻪ
ﺗﻮ ﺳﻜﻮت ﺧﺴﺘﻪ ی ﺑﺎور ﻣﻦ
ﺳﺎﻳﻪ ﻫﻢ ﻓـﻜﺮ ﺟﺪاﻳﻲ ﻣﻴﻜﻨﻪ
ﺷﺎﺧﻪ ﺳﺮد وﺟﻮدم ﻧﻤﻴﺨﻮاد
رگ ﺑـﻴﺪاری ﻟﺤﻈﻪﻫﺎم ﺑﺎﺷﻪ
ﻧـﻔـﺴـﻢ در ﻧـﻤـﻴـﺎد
ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﺧﻮاب ﻧﻤﻴﺎد
دل ﻣﻦ ﺗـﻮ رو ﻣﻴﺨﻮاد
ﭼﺸﻢ ﻣﻦ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻴﺨﻮاد
@[فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
@[فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
جای هیچ صحبتی باقی نمیمونه ... (sm181)
بچه ها کسی میدونه کنسرت شهرام ناظری تو اراک کی برگزار میشه ؟
[فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
چنان به دام غمت خو گرفت مرغ دلم
که یاد باغ بهشت اش در این قفس نرود
به بوی زلف تو دم میزنم در این شب تار
وگرنه چون سحرم بی تو یک نفس نرود
***
نسار آه سحر میکنم سرشک نیاز
که دامن توام ای گل ز دسترس نرود
دلا بسوز و به جان برفروز آتش عشق
کز این چراغ تو دودی به چشم کس نرود
فغان بلبل طبع ام به گلشن تو خوش است
که کار دلبری گل ز خار و خس نرود
منو می بینی حتی افتخار می کنم به اشتباهام
تو عـبور از پل خواب جاده ها
روح من عشقي به رفتن نداره
تو سـكوت خـالي ايـن دل من
ديگه هيچي جز تو جايي نداره
ذهن شبنم كه ميخواد گريه كنه
فصل بـارون تو چشم در ميزنه
فصل پاييزي من كه ميرسه
نفسم به عـشق تو پر ميزنه
نـفـسـم در نـمـيـاد
به چشم خواب نمياد
دل من تـو رو ميخواد
چشم من گريه ميخواد
(sm50)
به تخممنقل قول:
نوشته اصلی توسط hesamz [فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
روزی مردی نزد پزشک روانشناس معروف شهر خود رفت. وقتی پزشک او را دید دلیل آمدنش را پرسید، مرد رو به پزشک کردو از غم های بزرگی که در دل داشت برای دکتر تعریف کرد.
مرد گفت: دلم از آدم ها گرفته از دروغگویی ها، از دورویی ها، از نامردی ها، از تنهایی، از خیلی ها از… مرد ادامه داد و گفت: از این زندگی خسته شده ام، از این دنیا بیزارم ولی نمی دانم چه باید کنم، نمی دانم غم هایم را پیش چه کسی مداوا کنم
پزشک به مرد گفت: من کسی را می شناسم که می تواند مشکل تورا حل نمایید. به فلان سیرک برو او دلقک معروف شهر است. کسی است که همه را شاد می کند، همه را می خنداند، مطمئنم اگر پیش او بروی مشکلت حل می شود. هیچ کسی با وجود او غمگین نخواهد بود
مرد از پزشک تشکر کرد و در حالی که از مطب پزشک خارج می شد رو به پزشک کردو گفت: مشکل اینجاست که آن دلقک خود منم ..
مرسی (sm51) تو عمرت یه حرف قشنگ زدی (sm2)نقل قول:
نوشته اصلی توسط [M)SBH)] [فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
ما بی تو خسته ایم , تو بی ما چگونه ای !?؟!
چه دردیست (sm50)
چه دردي است در ميان جمع بودن
ولي درگوشه اي تنها نشستن
براي ديگران چون کوه بودن
ولي در چشم خود آرام شکستن
براي هر لبي شعري سرودن
ولي لبهاي خود همواره بستن
چه دردي است در ميان جمع بودن
ولي درگوشه اي تنها نشستن
به رسم دوستي دستي فشردن
ولي با هر سخن قلبي شکستن
به نزد عاشقان چون سنگ خاموش
ولي در بطن خود غوغا نشستن
به غربت دوستان بر خاک سپردن
ولي در دل اميد به خانه بستن
به من هر دم نواي دل زند بانگ
چه خوش باشد از اين غمخانه رستن
چه دردي است در ميان جمع بودن
ولي درگوشه اي تنها نشستن
براي ديگران چون کوه بودن
ولي در چشم خود آرام شکستن
به رسم دوستي دستي فشردن
ولي با هر سخن قلبي شکستن
به نزد عاشقان چون سنگ خاموش
ولي در بطن خود غوغا نشستن
به غربت دوستان بر خاک سپردن
ولي در دل اميد به خانه بستن
به من هر دم نواي دل زند بانگ
چه خوش باشد از اين غمخانه رستن
چه دردي است در ميان جمع بودن
ولي درگوشه اي تنها نشستن
براي ديگران چون کوه بودن
ولي در چشم خود آرام شکستن
چه دردي است در ميان جمع بودن
ولي درگوشه اي تنها نشستن
چی میشه موزن اینو خونده باشه ..
عاشق فیلمای پازولینیه...
گیسوانت زیر باران، عطر گندمزار... فکرش را بکن! با تو آدم مست باشد، تا سحر بیدار... فکرش را بکن! در تراس خانه رویارو شوی با عشق بعد از سالها بوسه و گریه، شکوه لحظهی دیدار... فکرش را بکن! سایهها در هم گره، نور ملایم، استکان مشترک خنده خنده پر شود خالی شود هربار... فکرش را بکن! ابر باشم تا که ماه نقرهای را در تنم پنهان کنم دوست دارد دورِ هر گنجی بچرخد مار... فکرش را بکن! خانهی خشتی، قدیمی، قل قل قلیان، گرامافون، قمر تکیه بر پشتی زده یار و صدای تار... فکرش را بکن! از سماور دستهایت چای و از ایوان لبانت قند را... بعد هم سیگار و هی سیگار و هی سیگار... فکرش را بکن! اضطراب زنگ، رفتم واکنم در را، که پرتم میکنند سایهها در تونلی باریک و سرد و تار... فکرش را بکن! ناگهان دیوانهخانه... ــ وَ پرستاری که شکل تو نبود قرصها گفتند: دست از خاطرش بردار! فکرش را نکن!
بدبخت اونی که نمایندگی مک دونالد تو ایران رو گرفته
فردا باز روابط تخماتیک میشه تتلو برای خایه مالی به عنوان نماد استکبار میریزه آتیشش میزنن...
من به مرگ اگاهم ... (sm27)
(sm50)نقل قول:
نوشته اصلی توسط [M)SBH)] [فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
غروب (sm50)
چشماي منتظر به پيچ جاده
دلهره هاي دل پاک و ساده
پنجره ي باز و غروب پاييز
نم نم بارون تو خيابون خيس
ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مي کوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده
برام يه يادگاريه جز اون چيزي نمونده
چشماي منتظر به پيچ جاده
دلهره هاي دل پاک وساده
پنجره ي باز و غروب پاييز
نم نم بارون تو خيابون خيس
ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مي کوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده
برام يه يادگاريه جز اون چيزي نمونده
تو ذهن کوچه هاي آشنايي
پر شده از پاييز تن طلائي
تو نيستي و وجودم و گرفته
شاخهء خشک پيچک تنهایی
ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مي کوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده
برام يه يادگاريه جزءاون چيزي نمونده
(sm50)
فاصله (sm50)
من میگم منو شکستن
چشم فانوسم و بستن
تو میگی خدا بزرگه
ماهو میده به شب من
من میگم اخه دلم بود
اونکه افتاده به خاکه
تو میگی سرت سلامت
آینه ها زلال و پاکه
آینه ها زلال و پاکه
اینکه فاصله ها رو
نمیشه با گریه پر کرد
یکیمون بهار سرخوش
یکیمون پاییزه پر درد
من میگم فاصله مرگه
بین دستای تو تا من
تو میگی زندگی اینه
حاصل عشق تو با من
من میگم حالا بسوزم
یا که با غصه بسازم
تو میگی فرقی نداره
من که چیزی نمیبازم
من میگم اینجا رو باختی
عمری که رفته نمیاد
تو میگی قصه همین بود
تو یک برگی توی این باد
My Immortal (sm50)
(sm50)
من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرم
واسه عشق بازی موجا قامتم یه بستر نرم
یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجا
یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا
تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی
غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی
زیر رگباره نگاهت دلم انگار زیر و رو شد
برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد
تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه
ابر و باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه
اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی
اما تا قایقی اومد از من و دلم گذشتی
رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا
من و دل اما نشستیم چشم به راهت لبه دریا
دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی
لحظه های بی تو بودن می گذره اما به سختی
دل تنها و غریبم داره این گوشه می میره
ولی حتی وقت مردن باز سراغتو می گیره
می رسه روزی که دیگه قعر دریا می شه خونم
اما تو دریای عشقت باز یه گوشه ای می مونم
(sm50)خراب این آهنگم (sm74)نقل قول:
نوشته اصلی توسط Hadi [فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
(sm27)
(sm184)
(sm27)
(sm50)
(sm27)
- (sm50)
eli kojae?
رتبم از پارسال بدتر شد (sm2)
کاش پارسال میرفتم خریت کردم (sm74)
eli bidar sho
الی اکتیو نمیشه
بخواب اکتیو شد (sm2)
[فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
[فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]