این صورت استخونی از فقر سیلی که میخورد دردو فراموش میکرد (sm74)
نمایش نسخه قابل چاپ
این صورت استخونی از فقر سیلی که میخورد دردو فراموش میکرد (sm74)
(sm50)
ای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمی
دیوانه هم نندیشد آن کاندر دل اندیشیدهام (sm88)
پیژامه بی ادامه چشم انتظار یه نامه ، تسبیح و سجاده بابا (sm50)نقل قول:
نوشته اصلی توسط Ramy [فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
تصورم از تو دود هوا شد رفت ...(sm54)
میگفت جاهل که بودم عمر عزیزم هدر شد توی صف سینماها
میگفت امروز دیگه نقش مهمی ندارم توی تئاتر شماها
میگفت 10 سال هر روز راه دواخونه هارو ترک موتور گریه کرده
ازون سر چاله میدون تا این سر توپخونه با توپ پُر گریه کرده
میگفت ما مرغ شامیم حالا یا بزم عروسی یا مجلس سوگواری
میگفت فرقی نداریم فرق ما دو تا شبیه اسب کالسکه ست و گاری
میرفت و میگفت پشت لبخند 3 در چهارم قسط عقب مونده دارم
میگفت از من گذشته میرفت و میگفت امشب مهمون ناخونده دارم
(sm1)
تلخ مکن امید من ای شکر سپید من (sm39)
ریدم تو آواتارت به شدت (sm2)نقل قول:
نوشته اصلی توسط Roly [فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
بشین رووش رفت توش ب ر ی ن توش (sm51)نقل قول:
نوشته اصلی توسط Hadi [فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
عوضش کن بابا زشته دیوث (sm39)نقل قول:
نوشته اصلی توسط Roly [فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]