از اسب افتاده بابا ... (sm50)
نمایش نسخه قابل چاپ
از اسب افتاده بابا ... (sm50)
از عروض «خلیلِ بِن احمد»، این حصار مسقّف موزون
دارد آهسته می زند بیرون؛ کهن الگوی غوطه ور در خون
کهنالگوی غوطهور در خون، در عروض عجم نمیگنجد
مثل من در جهانِ بیمادر، مثل تو در جهان بی…خفهخون
خفهخون یک سلاح مردانه است با شعاع خرابی بالا
مثلاً طیّ اولین «منزل»، مثلاً فتح دومین خاتون
پدر از فتح دومین خاتون، پسر از زورخانه بیرون ریخت
کهنالگوی قصه ی من هم، دارد از خا…نمیزند بیرون
دارد ازخانه..آه! گفتی آه!؟ آه یعنی دوتا کهنالگو
زیر چتر حمایت اما نه! …زیر پای تجاوز قانون
غرقی و غرقم و فراغرقه است؛ کهنالگوی این غزل در من
من در اوهام یک بیابانگرد، تو در اوهام کاشف افیون
که نظرباختن به آهو را کار مردان سفله میدانست
منبع معتبر؟ -چه می دانم؟؟؟ مثلاً ترّهات افلاطون
در ضیافت. جهان مردانه، سازوکاری جهنمّی دارد
کهنالگوی من از این مسلخ، من هم از وزن میزنم بیرون
آی مادر! مادر! مادر! کاش میشد تو را بگنجانم
در عروض خلیلِ بِن احمد، در پناه قوافی موزون ... (sm50)
علی اکبر یاغی تبار ...
(sm27)
(sm168)
پشت لبخند سه در چهارم (sm81)
(sm81)نقل قول:
نوشته اصلی توسط Amir [فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
48 ساعته نخوابیدم (sm2)
نقل قول:
نوشته اصلی توسط Hadi [فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
اورین (sm2)
میخوام رکورد بشکنم بشه 72 ساعت (sm2)نقل قول:
نوشته اصلی توسط Ramy [فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
رکورد من ۱۰۰ ساعت میتونی بشکنی (sm2)نقل قول:
نوشته اصلی توسط Hadi [فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
ریدی ! (sm2)نقل قول:
نوشته اصلی توسط Ramy [فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
راستی اینو بگم تو خدمت که بودم 2 روز بود درست و حسابی نخوابیده بودم ...(sm81)
کل روز که بیدار بودم و کار میکرد شب میشد عین جنازه میفتادم ساعت 10 شب (sm81)
مثلا 2 ساعت اونجا میخوابیدیم بعد بیدارت میکردن بری واسه نگهبانی اونم تو زمستون که خواب میچسبه (sm81)
یعنی اینو بگم میرفتم سر پست تو سرما ایستاده خوابم میبرد به خدا (sm2)