(sm50)
نمایش نسخه قابل چاپ
(sm50)
(sm98)
(sm172)
منم آخرین گوزنی که گلوله می خوره ... (sm50)
(sm98)بععععع(sm120) زنده ای هنو حاج باقر جوانی (sm120)نقل قول:
نوشته اصلی توسط *_* [فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
اسمتو یادم رفته فک کنم الهام بودی (sm120)خوبی الهام جون (sm23)(sm66)(sm2)نقل قول:
نوشته اصلی توسط Chavosh [فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
(sm120)
باورم نمیشه گریزمن دفاع چپ و دمبله دفاع راست بازی میکنن
خدایا ونگر بلان تیته تن هاگ ... اونوقت باید یه سالو 5 دفاعه بازی کنیم
خدایا به فنخال راضیم
فلسفه ی فن خال با بارسلونا کاملا همخوانی دارد ...
حالا یه خورده رتبه بیاد پایین مثلا تا هشتم یا نهم ، مهم فلسفه است و بس ...
01 - A Lotus Sprout ... (sm50)
به تو تبریک می گم به تسلای دلم ... (sm50)
یادت باشه منتظرِ اون که میگه دردتو می دونه نشی ... (sm50)
که زندگی دو سه نخ کام است ... (sm50)
باید تحمل کرد ،
سر بار بودن را ... (sm172)
وقتی نمی میرم ... (sm50)
مسم که پخش و پلا هستم ،
دچار درد و بلا هستم ... (sm50)
خسته ، خورد ، ترکیده ... (sm172)
حق من این نبود ... (sm172)
من حدس می زنم که جنون دارم ... (sm172)
فصل پنجم Peaky Blinders
سوم شهریور
بر و بچ دفتر موسیقی و ارشاد و به گو کشیدن .. :l
(sm50)
چی زد ادوریز(sm77)(sm120)
با 95 سال سن همچنان میاد به بارسا گل میزنه(sm120)
(sm50)
(sm81)نقل قول:
نوشته اصلی توسط MaMaTiR [فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
والورده (sm3)
قرصیا ،
دماغیا ،
منقلیا ،
گریه کنید ... (sm50)
هیچکس با من تیست ... (sm50)
گفتا تو از کجایی کاشفته می نمائی ،
گفتم منم غریبی از شهر آشنائی
گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری ،
گفتم بر آستانت دارم سر گدائی
گفتا کدام مرغی کز این مقام خوانی ،
گفتم که خوش نوایی از باغ بی نوائی
گفتا بدلربایی ما را چگونه دیدی ،
گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربائی
گفتا چرا چو ذره با مهر عشق بازی ،
گفتم از آنکه هستم سرگشتهئی هوائی
گفتا بگو که خواجو در چشم ما چه بیند
گفتم حدیث مستان سری بود خدائی ... (sm50)
جان بی جمال جانان میل جهان ندارد ،
هر کس که این ندارد حقا که آن ندارد
با هیچکس نشانی زان دلستان ندیدم ،
یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد ...
هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است ،
دردا که این معما شرح و بیان ندارد
سرمنزل فراغت نتوان ز دست دادن ،
ای ساروان فروکش کاین ره کران ندارد
احوال گنج قارون کایام داد بر باد ،
با غنچه باز گویید تا زر نهان ندارد
کس در جهان ندارد یک بنده همچو حافظ ،
زیرا که چون تو شاهی کس در جهان ندارد ... (sm50)
خوش است ناله ی نای و نوای زیر و بمی ،
دمی خجسته و در صحبت خجسته دمی
چه رازها که نگفتم ، کجاست همنفسی ؟
چه راه ها که نرفتم ، کجاست همقدمی ؟
چرا به دفتر عشق ای ... لوح و قلم ،
به غیر حیرت و حسرت نمی زنی رقمی ... (sm50)
به عشق کوش که تا در دل تو ره نکند ،
نه ماجرای وجودی ، نه وحشتِ عدمی
شکار شد دل رَعدی به یک نگاه و حذر ،
ز شیرگیری چشمان آهوی حرمی ... (sm50)
آتش عشق است کاندر می فتاد ،
جوشش عشق است کاندر می فتاد
می حدیث راه پر خون می کند ،
قصه های عشق مجنون می کند
می حریف هر که از یاری برید ،
پرده هایش پرده های ما درید
هر که را جامه ز عشقی چاک شد ،
او ز حرص و جمله عیب کلی پاک شد
شاد باش ای عشق خوش سودای ما ،
ای طبیب جمله علت های ما
جسم خاک از عشق بر افلاک شد ،
کوه در رقص آمد و چالاک شد
چون نباشد عشق را پروای او ،
او چو مرغی ماند بی پر وایِ او
عشق زنده در روان و در بصر ،
هر دمی باشد ز غنچه تازه تر
محرم این هوش جز بی هوش نیست ،
مر زبان را مشتری جز گوش نیست ... (sm50)
دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن ،
در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن
از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن ،
از دوستان جانی مشکل توان بریدن
خواهم شدم به بستان چون غنچه با دل تنگ ،
وان جا به نیک نامی پیراهنی دریدن
گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن ،
گه سر عشق بازی از بلبلان شنیدن
فرصت شمار فرصت کز این دو راه منزل ،
چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن ... (sm50)
از واجبات شنیداری هر ایرانی ...
[فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
ای درس عشقت هر شبم تا روز تکرار آمده ،
وی روز من بی روی تو همچون شب تار آمده
ای مه غلام روی تو گشته زحل هندوی تو ،
وی خور ز عکس روی تو چون ذره در کار آمده
ای در سرم سودای تو جان و دلم شیدای تو ،
گردون به زیر پای تو چون خاک ره خوار آمده
جان بنده شد رای تو را روی دل آرای تو را ،
خاک کف پای تو را چشمم به دیدار آمده ... (sm50)
گر یکی از عشق برآرد خروش ،
بر سر آتش نه غریبه ست جوش
پیرهنی گر بدرد ز اشتیاق ،
دامن عفوش به گنه بربپوش
بوی گل آورد نسیم بهار ،
بلبل بیدل ننشیند خموش
مطرب اگر پرده در این ره زند ،
بازنیایند حریفان به هوش
ساقی اگر باده از این خم دهد ،
خرقه صوفی ببرد می فروش
حیف بود مردن بی عاشقی ،
تا نَفَسی داری و نَفسی بکوش
سر که نه در راه عزیزان رود ،
بار گرانی ست کشیدن به دوش
سعدی اگر خاک شود همچنان ،
ناله زاریدنش آید به گوش
هر که دلی دارد از انفاس او ،
می شنود تا به قیامت خروش ... (sm50)
پرده بردار ای حیات جان و جان افزای من ،
غمگسار و همنشین و مونس شب های من
ای شنیده وقت و بی وقت از وجودم ناله ها ،
ای فکنده آتشی در جمله ی اجزای من
در صدای کوه افتد بانگ من چون بشنوی ،
جفت گردد بانگ کُه با نعره و هیهای من
ناگهان در ناامیدی یا شبی یا بامداد ،
گویی ام اینک برآ بر طارم بالای من
امشب از شب های تنهایی ست ، رحمی کن ، بیا
تا بخوانم بر تو امشب دفتر سودای من ... (sm50)
ای ز غم فراق تو جان مرا شکایتی ،
بر در تو نشسته ام منتظر عنایتی
گر چه بمیرم از غمت ، هم نکنی نظر به من ،
ور همه خون کنی دلم ، هم نکنم شکایتی
گر چه نثار تو کنم جان ، نرهم ز درد تو ،
نیست از آنکه تا ابد عشق تو را نهایتی
گرچه برانی از برم بازنگردم از درت ،
چون ز در عنایتت یافته ام هدایتی ... (sm50)
12 به بعد ... (sm81)