از حریر دلم رفته رنگ هوس درد خود به که گویم در درون قفس
نمایش نسخه قابل چاپ
از حریر دلم رفته رنگ هوس درد خود به که گویم در درون قفس
منم هم خون هم گریه که بغضش را به دریا داد
که از اوج پریدن ها بر این ویرانه ها افتاد .....
انگار مورچه خیس بوده رو کاغذ راه رفته(sm120)نقل قول:
نوشته اصلی توسط yaran [فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
به چه کس بگم که فریاد رو لبام داغ سکوته
اگه این صدا نباشه این رسیدن به سقوطه
نقل قول:
نوشته اصلی توسط Allaxa [فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
- (sm2)
ولی فک کنم هشت پا بوده
(sm88)
هنوز این خسته از خود رو پاهاشه 100(sm228)
اگه خواستی بنویسی منو یک بار دیگه
لحظه هامو لحظه پوچ دقایق بنویس
(sm228)
چه ها بر من گذشته خدا میدونه و بس
نمیدونی که موندم چه تنها و چه بی کس
منو با خود غریبه به هر کس دل نبستم.......
در این بهت تب آلود شکستم و شکستم ......
100(sm228)
اوج هر صدای عاشقه که شکستنی نیست100(sm1)(sm1)(sm1)(sm1)(sm1)(sm1)(sm1)(sm1 )