من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه در شهر یکی کس را هشیار نمیبینم هر یک بتر از دیگر شوریده و دیوانه
من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه در شهر یکی کس را هشیار نمیبینم هر یک بتر از دیگر شوریده و دیوانه
[فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
نمیشه بی تو بمونم ...
[فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
[فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
[فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
دلتنگی مضاعف یعنی
غروب باشد و
دلتنگی باشد و
او نباشد
و تو جای او هم
به تماشای غروب نشسته باشی
آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن....
[فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
در من ابراهیمیست که هرشب
اسماعیلش را ذبح میکند
و خدایی
که معجزه از یادش رفتهاست
رنگـــ ِ چشمـــت را نمی دانمــ به جان ِ مادرمــ
بس که مــن را دیدی و ســر را به زیر انداختـــی !
[فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
با «یکی بود یکی نبود»
شروع میشود این قصه
با یکی ماند یکی نماند، تمام
یکی، من بودم یا تو
مهم نیست
مهم قصهای است
که تمام میشود...
...
رودها به دریاها میریزند
دریاها به اقیانوسها
من اما هنوز شبها به تو فکر میکنم و
اشکها به گونهها
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)