عاغا هرکی میخواد شروع کنه بسم الله
من هم حمایت میکنم![]()
ياد دارم در غروبي سرد سرد،
ميگذشت از كوچه ي ما دوره گرد
داد ميزد :" كهنه قالي ميخرم
دست دوم ، جنس عالي ميخرم
كوزه و ظرف سفالي ميخرم
گر نداري ، شيشه خالي ميخرم "
اشك در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهي كشيد بغضش شكست
" اول ماه است و نان در سفره نيست
اي خدا شكرت ، ولي اين زندگيست ؟ "
سوختم ، ديدم كه بابا پير بود
بدتر از او خواهرم دلگير بود
بوي نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
صورتش ديدم كه لك برداشته
دست خوش رنگش ترك برداشته
باز هم بانگ درشت پيرمرد
پرده انديشه ام را پاره كرد...
" دوره گردم كهنه قالي ميخرم
دست دوم جنس عالي ميخرم
كوزه و ظرف سفالي ميخرم
گر نداري شيشه خالي ميخرم "
خواهرم بي روسري بيرون دويد ،
گفت : آقا سفره خالي ميخريد ؟ "!!
زنده ياد ، قيصر امين پور
يارو ميره ثبت احوال اسم زنش كه سيما بوده عوض كنه،
ميگن چرا ؟
ميگه آخه من برق كارم ، شاگردم هر دو دقيقه يه بار ميپرسه: اوستا سيما رو لخت كنم ؟!!
رو اعصابمه ميفهمي......... رو اعصابه !!!!
در حال حاضر 8 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 8 مهمان ها)