الان پیچوندی دیگه ؟؟؟ باشه
و اما بچه ها :
نوید که زن داشت ، اونم مثل خودت یه مدت رفته بود توی گارد ریل ، نبود ولی خب بازگشت
صابر که همچنان داره جنس های بنجول چینی میندازه به مردم
مجی که همچنان توی مگنوم سیتی نشسته ، هی این مگنوم گاز زده ها رو نگاه میکنه و میخونه : باز فرار میکنی دختر قومی ، ترک دیار میکنی دختر قومی
مینا خانم هم رفته بودن مغازه ی صابر و اونجا یه چند تا قیمت گرفتن و توی پرانتز یه سان شاین هم خوردن و اومدن بیرون ....