به یاد آرتین
عهد کردم که دگر می نخورم در همه عمر
بجز از امشب و فردا شب و شبهای دگر
بابام میگه :
چکار میکنی همیشه کله ت تو گوشیه .
گفتم :
تو کار صادرات واردات هستم .
میگه :.صادرات واردات چی ؟
گفتم :
[فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...] های این گروهو صادر میکنم به گروهای دیگه و [فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...] های اون گروها وارد میکنم به این گروه .
اونم عصبانی شد صادرم کرد تو کوچه
الانم تو پارکم
به یاد آرتین
عهد کردم که دگر می نخورم در همه عمر
بجز از امشب و فردا شب و شبهای دگر
با دختره چت میکردم
اسم پروفایلش Saghar بود...
گفتم بچه کجایی سگ هار؟!
هر چی از دهنش در اومد بارم کرد...
نگو اسمش ساغر بودخخخح
به یاد آرتین
عهد کردم که دگر می نخورم در همه عمر
بجز از امشب و فردا شب و شبهای دگر
ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﻋﺮﺑﯽ :
ﺁﻗﺎﯼ ﻣﻌﻠﻢ :
ﺍﮔﻪ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﮐﺴﯽ ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﻣﻦ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﻪ
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ :
ﺍﻟﺨﻮﺩﮐﺎﺭ ﺍﻟﻤﺸﮑﯽ ﺍﻟﺪﺍﺭﯼ ؟
ﺩﻭﺳﺘﻢ : ﺍﻟﺒﻠﻪ ﺍﻟﺪﺍﺭﻡ ، ﺍﻟﺒﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ !!!
ﻧﯿﻤﮑﺖ ﺑﻐﻠﯽ : ﺍﻟـــﺨﺨﺨﺨﺨﺨﺦ
ﮐﻼﺱ : ﺍﻟــــﺨﺨﺨﺨﺨﺨﺨﺨﺦﺧﺨﺦ
ﻣﻌﻠﻢ: ﺍﻟﮑﺼﺎﻓﻄﺎﻥ
به یاد آرتین
عهد کردم که دگر می نخورم در همه عمر
بجز از امشب و فردا شب و شبهای دگر
یارو درحال عبور از گذری،ناخواسته پایش را بر روی قورباغه ای گذاشت.قورباغه با صدای آهسته ای گفت؛قووررررر
یارو از صدای قورباغه مسرور گشت ودوباره پایش را بر روی قورباغه گذاشت.قورباغه دوباره با صدای آهسته ای گفت؛قووووررررر.
یارو باز مسرور گشت وبرای بار سوم پایش را بر روی قورباغه گذاشت فشار داد.ایندفعه قورباغه باذن خدا به حرف آمد و گفت؛
قووررررروووووومساق .. نکن درد داره خووو!!!
به یاد آرتین
عهد کردم که دگر می نخورم در همه عمر
بجز از امشب و فردا شب و شبهای دگر
به یاد آرتین
عهد کردم که دگر می نخورم در همه عمر
بجز از امشب و فردا شب و شبهای دگر
[فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
در حال حاضر 7 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 7 مهمان ها)