یک جوری نسبت به خوردن و ارائه چیپس و پیتزا در نمایشگاه کتاب شاکی هستن که انگار کتابهای ارائه شدهی توش بار فرهنگی بیشتری دارن.
یک جوری نسبت به خوردن و ارائه چیپس و پیتزا در نمایشگاه کتاب شاکی هستن که انگار کتابهای ارائه شدهی توش بار فرهنگی بیشتری دارن.
هیچکی مثل موسیقی آدم رو درک نمیکنه..هیچکی
مردم مهاباد با شعار "مهاباد، اصفهان نیست" هتل شهرشون رو آتیش زدن. حالا اصفهانی ها برن با شعار "اصفهان، شیراز نیست" سی و سه پل رو آتیش بزنن
هیچکی مثل موسیقی آدم رو درک نمیکنه..هیچکی
مثل یه دستمال کاغذی عشق مچاله میکنم
تکه هاش جامیزارم فکرامو ناله میکنه
این آخر یک سفر پس دادن خاطره ها
ته عشق اجاره ای آه بلند بی صدا
کلید خونه رو میدم به دست باد لعنتی
کوچه ی لخت میسپارم به بچه های پاپتی
خاکستر ملافه ها ، عکس های پاره پای در
حصرت رویای سفر رو بالش بی بال و پر
کنار حوضه نقره ای یه قطره از خون من
گربه ی همسایه ی ما انگار که باز آبستن
کلید خونه رو میدم به دست باد لعنتی
کوچه ی لخت میسپارم به بچه های پاپتی
تور عروسی تو هم افتاده روی اطلسی
نمیدونه کجا بره از زور درد بی کسی
یه ساعت بی عقربه افتاده روی تختخواب
شعمدون های خالی پر از پرسش داغ بی جواب
کلید خونه رو میدم به دست باد لعنتی
کوچه ی لخت میسپارم به بچه های پاپتی
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
خب رسیدم بهتون
حالا برم دو تا اتک بزنم ببینم دنیا دست کیه
ویرایش توسط mojtaba00222 : 05-08-2015 در ساعت 09:09 PM
در حال حاضر 10 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 10 مهمان ها)