[فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
گزارشگر : بیست و هفت خرداد چه روزیه؟
آقای خالقی ماشین را خلاص کردند و گفتند : ایشالا روز مخابر... اِ روزِ که اینتخابات رئیس جمهوره ، تمام ایران یعنی اکثرا از دم باید رای بدیم
گزارشگر : خوب چرا باید رای بدیم؟
آقای خالقی دستی به سر خود کشید و فرمود : چون ما ایرانی هستیم ( کمی سکوت ) باید وظیفمونه رای بدیم. و بعد ماشین را آماده حرکت کرد
گزازشگر : شما برای سرنوشت کشورتون تا چه اندازه ارزش قاعلید؟
آقای خالقی ماشین را دوباره خلاص کرد و گفت : من اونقَدَر ازرشد ، یعنی دارم ، من یعنی خدا سر شاهده نه خودم ! من یه فردِ ! یعنی وظیفه خودمه که می دونم ! چون قلبم الان گرفته
بعد ایشان به علامت تاسف سری تکان دادند و فرمودند
خیلی ارزش داره چون اینجا یه خورده کاری اداری داشتم ! به ما نرَسیدند واقعا قلبم گرفت
سپس ایشان در حالی که به سمت برگه حرکت می کرد فرمودند
خیلی ارزش داره ! بیا ! یـــه دونـــه امـــــضا مـــی خـــــواستـــم اونــــو نـــــداد بـــــه ما
گزارشگر : خیلی متشکرم
گزارشگر دوم : خودتو معرفی کن شغلتم بگو
رحــــیم خــــــالقی ! آشپــــز