نه میدونی چی شد ؛ پی سی تو خونه رو به روی در هستش در هم بازه ، مامان اینا هم بیرون نشسته بودن من همش حواسم بود که یه وقت از پشت نیان نبینن ؛ یه چشم به مانیتور بود یه چشم به پشت سرم ...
هر چی خواستم بهونه نیارم یه کاری کردین که مجبور شدم بهونمو با خودم بیارم![]()
اگه این بهونه رو قبول ندونستین بدونین که اینجا زمین کج بود 12 شدم![]()
هِمَــــتی کُــن با ایـن زردِ شُمــــالی . . .
در حال حاضر 5 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 5 مهمان ها)