ویرایش توسط FARHAD_4818 : 01-13-2018 در ساعت 02:13 PM
میخواستم به سربازها بگویم
نامه های معشوقه هایشان را اگر بلند بلند بخوانند...
جنگ تمام میشود!!!
غریب و گنگ و بی فریاد
اجاقی سرد و خاموشم
نفس هام سرد و یخ بسته
زمستونه تو آغوشم
یه روز تو سینه سردم
هزاران شعله برپا بود
تنم فانوس شب سوز شبای سرد یلدا بود
یه شب بادی غریب اومد
تا صبح بارون به من بارید
نمی شد باورم اما
چشام خاموشیمو می دید
منو خاموش می کرد بارون
می برد خاکسترامو باد
چشام در انتظار اشک لبام در حسرت فریاد![]()
هادی این تماشاخانه را زدی تو تلویزیون پخش نمیشن و همین که فرمتشون دی وی دی هستش چکار کنم پخش بشن
زمستون با تابستون یکی شده واجعه شده![]()
در حال حاضر 15 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 15 مهمان ها)