با خووندت دل کمی آروم می شد . . .![]()
با خووندت دل کمی آروم می شد . . .![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
ما ،
غصه هایمان را شمردیم
و به خواب رفتیم ،
باید هم کابوس میدیدیم ...![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
یک نفر را میشناختم
که در وداع با یک شهر
فقط چمدان اش را میبوسید
زیرا که تنها بود ...![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
یه مرگ تازه می خوام ،
به جای زندگیم ...![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
دلِ من گرفته ، ماه پیشونی ...![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)