هیچ چیز به اندازه تنهایی
غم انگیز نیست
تنهایی
نام بیهوده ی زندگی است
وقتی بیداری
خسته و غمگینی
وقتی میخوابی کابوس می بینی
وقتی تنهایی
سردت می شود
انگار برف
روی استخوان شانه هایت نشسته باشد
وقتی تنهایی
به همه چیز و همه کس پناه می بری
پخش می شوی
در کوچه و خیابان
به جاهایی می روی که نباید بروی
به آدم هایی سلام می کنی که نباید
تنهایی درنگ در سنگ است
حرف زدن از یاد آدم می رود…!