می چینم این سیبُ ،
حوایِ رویایی ...![]()
می چینم این سیبُ ،
حوایِ رویایی ...![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
خسته ام از این تعادل ،
این تعادل عمومی ...![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
سکوت کرده ،
این انتخابش بود ،
سکوت کردنش ،
حرفِ حسابش بود ...
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
حوا تویی ، هر جا تو باشی بهشته ،
سیبی که چیدی ، ابتدای سرنوشته ...![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
چند شبِ پیش کمیک خوبی زده بودیم ،
نشستیم دسته جمعی مدمکس رو دیدیم اونم سه بعدی ،
مردیم و زنده شدیم ...
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
راه رفتن آسون نیست واسه مردی ،
که عابرا فکر می کنن کورِ ...![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
میشه با سولوی کار خودارضایی کرد ...
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
در حال حاضر 5 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 5 مهمان ها)