آدم واسه پر کردن تنهاییش دست به هر کاری می زنه ، هر کاری
وقتی از همه چیز و از همه کس برید ، دست به هر کاری می زنه ، هر کاری
چرخ روزگار که خلاف میلش باشه ، دست به هر کاری می زنه
کلی آرزو داره ، می دونه که به هیچکدومشون نمی رسه ، ولی باز واسه رسیدن به آرزوهاش دست به هر کاری می زنه ، هر کاری
خودی و غریبه که باهاش سرد میشه ، زمین و آسمون هم واسش تلخی می کنه
یه روز به خودش میاد و می بینه هیچی ازش نمونده جز کلی کار نکرده و کلی جای نرفته و کلی چیز ندیده و کلی حرف نگفته ، اون روزِ که دیگه همش باید حسرت بخوره
آدم فقط حسرت و نداری و بیزاری تشریف داره
دل خوش به واژه ی بی معنی امید می کنه خودش رو ، واسه هیچی دست به هر کاری می زنه
از این و اون واسه خودش قدیس می سازه ، واسه همه چی برای خودش چارچوب درست می کنه ، بعد واسه رد شدن از چارچوب و زیرپا گذاشتن قدیس خود ساخته ش دست به هر کاری می زنه ...
ویرایش توسط Milik : 07-21-2019 در ساعت 05:02 AM
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
اين حق مسلم هر آدميه كه
صبح رو تو بغل كسی كه دوسش داره
شروع كنه
چه بگویم نگفته هم پیداست/غم این دل مگر یکی و دو تاست...
در حال حاضر 3 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 3 مهمان ها)