من هر موقع این اخبار رو میبینم به فکر می افتم ...(sm120) آخرش یه روزی میرم تو کار ترانزیت مواد افیونی ...(sm2) اونم به سبک فیلمای جمشید آریا ...(sm2) میرم حموم نمره موها رو تیغ میندازم شلوار جین دم پاگشاد با کاپشن چرم پیراهن ترجیحاً سفید میرم سمت گاراژ ... هیجده چرخ سُوار میشم که کشنده بیست سی متری داره رو باز ... یه تن مواد افیونی بارش میکنم عین کیسه های گچ که با طناب محکمش میکنم ... سمت شاگرد شوفررمیشینم با کلاش و نارنجک به کمر حرکت میکنیم تو بیابون تا به مرز برسیم ... یهو میبینیم وسط جاده دو سه تا تویوتا و پیکان راه رو بستن ... ولی باکی نیست با هیجده چرخ از وسطشون رد میشیم میبندن ما رو به رگبار میان دنبالمون ... اونوقته که میخ میریزم وسط جاده همه پنچر کنن ... تا اینکه هلیکوپتر میاد بالا سرمون ... منم میرم رو سقف هیجده چرخ شلیک میکنم سمت هلیکوپتر تا کفش سوراخ شه فرار کنه ... یه نارنجک هم همینطوری پرت میکنم وسط جاده چون بدون انفجار حال نمیده ... همینطور میریم تا اینکه محاصره میشیم تیر میخورم ولی تا پای جون تسلیم نمیشم ... آخرشم باز میزارم ...(sm2)
[فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]