جون من و جون شما اسم منو خط نزنید
می خوام برم همین روزا قول و قرار رو نشکنید
یه وقت نگی دیوونه بود مشقشو خوب بلد نبود
بین همه خاطر خواه ها برای خنده بد نبود
می خوام برم میخوام برم اما دلم شور میزنه
انگار نگات پشت سرم عشقمو هاشور میزنه
پشت نقاب شهر تو یه خونه ساختم از طلا
همین روزا میبرمت کلیدشم دست شما
جون من و جون شمافقط یک کم حوصله کن
از دل بی طاقت من یه خورده کمتر گله کن
سعید شهروز
![]()
ویرایش توسط Hadi : 07-05-2016 در ساعت 09:27 PM
لحظه ی خدافظی به سینه ام فشردمت
اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت
دل من راضی نبود به این جدایی نازنین
عزیزم منو ببخش اگه یه وقت آزردمت
گفتی به من غصه نخور میرم و بر میگردم
همسفر پرستو ها میشم و بر میگردم
گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی
گفتی تا چشم هم بزنی میرم و برمیگردم
عزیز رفته سفر کی برمیگردی
چشمونم مونده به در کی برمیگردی
رفتی و رفت از چشام نور دو دیده
ای ز حالم بی خبر کی برمیگردی
حمیرا![]()
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)